سلام، ورود سال 97 رو اول به خودم و بعد به تمامی افرادی که این پست را می خونن، تبریک می گم و انشاءالله که سالی سراسر شادی و سلامتی و کامیابی باشه
◘ خب یکم نیاز به خونه تکونی بود که انجام شد
◘ خب امس
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
این دیگه چه مدلش بود نمیدونم... به خیر بگذره ...
-
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
از سر کار بر می گشتم که زنگ زدم خونه و بهم گفتن یکم شیرینی سر راه بخرم و برم خونه،منم حرف گوش کن،گفتم چشم ... رفتم قنادی ... شیرینی رو خریدم و راه افتادم سمت خونه ... منم که گشنه ام شده .. به فکرم ز
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
چقدر این روزها هوا بیشتر از پیش دوست داشتنی ست و دلچسب ...
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
شاید به تعداد انگشتای جفت دست ها و شاید هم بیشتر، ماشین تک سرنشین از جلومون رد شد، اما یه تعارف هم نزدن ... حالا تعارف هم نه، می بردی، میرسوندی، کرایه اشو میگرفتی ... ای بابا ...
محض رضای خدا
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
اگه بگم آدامس یکی از خوراکی های محبوبم هست دروغ نگفتم ... همیشه ی خدا (غالبا) در حال آدامس جویدنم ...
بعد از دانشگاه، یک کلاس آموزشی هست که میرم و چیدمان کلاس به طریقی هست که جو دوستانه ای رو ایجاد م
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
پس چرا مرد من یه حرکتی نمیزنه؟ مُردم از بس دیدمش و دلم براش تنگ شد و به روی خودم نیاوردم ... منتظر چیه؟ من برم و حسرتش بمونه؟ مگه همیشه باید آخرش تلخ باشه؟؟
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
لینک های دانلود :
دانلود نسخه ی اندروید و 14.8 مگابایت
دانلود نسخه ی ios و 58.4 مگابایت
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
خونه مادربزرگ .... هميشه عطر و حال و هواي خودش رو داره
خدا حفظشون کنه 
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
خب قرار بود هر روز اینجا بنویسم ... اما انگاری یکم خاک گرفته ... وقتی بی برنامه میشم این شکلی میشه کارها ...
خب همچنان بازار سوتی دادنم داغ هست :دی ... نمی دونم چرا یه مدتی هست این شکلی شدم ...
در حال حاضر فقط دارم کار می کنم بدون درآمد میگن باید صبر کرد تا غوره حلوا شود .
و امروز روز بسار خوبی بود . بارون اومد ...
دلم خیلی برای درس و دانشگاه تنگ شده ... صبح زود پاشدن، تو این هوا دانشگاه رفتن
تو کلاس همه درحال چرت باشن (با یکم اغراق) و تو اون موقع اوج بازه ی یادگیریت باشه ... بعد هم که کلاس
تموم میشه میبینی بارون داره میاد و بهانه ای برای قدم زدن پیدا می کنی ...
دلم برای همه چیز و همه کس، تنگ شده ...
قاتی پاتینوشته شده توسط متفکر
در 21:34 | لینک ثابت
•
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
خب ... دلم می خواد واس یه مدتی برم وسط یه جنگل، با تمام حیواناتش دوست بشم.
فقط خودم باشم و خدا و ...
و بعدش مجدد برگردم پیش بابام ...
برچسب:
نویسنده: هیراد صفری
خانم عروس : مرسي عزيزم
خانم عروس چشم در چشم من، من: سلامت باشين، خيلي ممنون
خانم عروس، اندکي تفکر ...
من، خيلي با اعتماد بنفس و مليح، در حين ترک کردن صحنه ...
-------------------------------------------------------------------------------------
برچسب: لحظات,
نویسنده: هیراد صفری